برای رسیدن به خانه باید یک خیابان و دو تا کوچه را سرازیری بیایم پایین. قسمتی از خیابان در واقع یک زمین خاکی است. شاید زمانی ساختمانی بشود ولی حالا برای کم کردن مسیر از آنجا رد می شویم.
دارم خیابان را میایم پایین که یک وانت با سرعت، در حالیکه زیگزاگ میرود از کنارم رد میشود! سریع احتمال میدهم " یا مست است یا دارد الکی خوش میگذراند." وارد قسمت خاکی میشوم که میبینم کنار همان قسمت، پشت یک کامیون پارک میکند. خب وقتی احتمال بدهی یکی مست کرده و حالا نزدیک تو پارک کرده چی کار میکنی؟ زل زدم بهش. خواستم اگر دیدم دارد دست از پا خطا میکند بتوانم واکنش سریع داشته باشم! بله آقا پارک کرد و جَلدی پرید پایین و از جلوی وانت دوید اینطرف و پشت کامیون... (در واقع برای کسانی که توی خیابان بودند شد پشت کامیون، برای من جلوی کامیون بود، خودش پشت به من!)... و دست به شلوار شد... اینجا بود که دوزاریم افتاد که احتمال سومی هم بوده و من ندید گرفتم! حالا فکر کن من که تا حالا زل زده بودم به این آدم حسابی، زود کله را انداختم پایین و چنان قیافه فکوری به خودم گرفتم، یعنی تو عالم دیگری هستم، تا طرف مطمین شود حتی اگر بمب هم بترکد من حالیم نمی شود، اینکه دیگر در حد رفع حاجت بود!
- میبینی تو رو خدا؟ یکی دیگه تو خیابون خشتکشو میکشه پایین، خجالتشو ما باید بکشیم!!!
امان از دست آن دست از عناصر ذکوری که واکنششان موقع پر شدن مثانه و مستی عین هم است.
تهدید روز: قول میدهم یک روز از عمرم هم مانده باشد، این آقای "ب" را به نوچه اش آقای "ک" گره میزنم. (آیکون کسی که خون جلوی چشمش را گرفته و عده ای نگهش داشتند که از خون جوان رعنا*ی مردم بگذرد!)
* وقتی آدم خون جلوی چشمش را گرفته قربان صدقه کسی که نمی رود، مسخره میکند!
دارم خیابان را میایم پایین که یک وانت با سرعت، در حالیکه زیگزاگ میرود از کنارم رد میشود! سریع احتمال میدهم " یا مست است یا دارد الکی خوش میگذراند." وارد قسمت خاکی میشوم که میبینم کنار همان قسمت، پشت یک کامیون پارک میکند. خب وقتی احتمال بدهی یکی مست کرده و حالا نزدیک تو پارک کرده چی کار میکنی؟ زل زدم بهش. خواستم اگر دیدم دارد دست از پا خطا میکند بتوانم واکنش سریع داشته باشم! بله آقا پارک کرد و جَلدی پرید پایین و از جلوی وانت دوید اینطرف و پشت کامیون... (در واقع برای کسانی که توی خیابان بودند شد پشت کامیون، برای من جلوی کامیون بود، خودش پشت به من!)... و دست به شلوار شد... اینجا بود که دوزاریم افتاد که احتمال سومی هم بوده و من ندید گرفتم! حالا فکر کن من که تا حالا زل زده بودم به این آدم حسابی، زود کله را انداختم پایین و چنان قیافه فکوری به خودم گرفتم، یعنی تو عالم دیگری هستم، تا طرف مطمین شود حتی اگر بمب هم بترکد من حالیم نمی شود، اینکه دیگر در حد رفع حاجت بود!
- میبینی تو رو خدا؟ یکی دیگه تو خیابون خشتکشو میکشه پایین، خجالتشو ما باید بکشیم!!!
امان از دست آن دست از عناصر ذکوری که واکنششان موقع پر شدن مثانه و مستی عین هم است.
تهدید روز: قول میدهم یک روز از عمرم هم مانده باشد، این آقای "ب" را به نوچه اش آقای "ک" گره میزنم. (آیکون کسی که خون جلوی چشمش را گرفته و عده ای نگهش داشتند که از خون جوان رعنا*ی مردم بگذرد!)
* وقتی آدم خون جلوی چشمش را گرفته قربان صدقه کسی که نمی رود، مسخره میکند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر