۲۵ دی ۱۳۸۹

برف

امروز کلی روز خوبی بود. روز برف، برف زیاد! حالا توی این برف فراوان، از در شرکت که آمدم بیرون همکاری بهم چتر داد و همکار دیگری پرسید مسیرت کجاست و من را تا پونک رساند، هر چند مسیر اصلیش نبود :))) بعد یک راننده با حال هم برای آخرین مسیر سوارم کرد که حتی نمیدانست کرایه چقدر هست. پیاده که شدم باید یک سرپایینی را می آمدم. ملت خوشحال زده بودن بیرون، ولی ماشینها... صحنه جالبی بود که چطور ماشینها پاورچین پاورچین جلو میرفتند. بعد همینطور که داشتم می آمدم پایین یک پراید از کنارم همینطور لیز خورد و چرخید و ایستاد. کلاً هیجان انگیز بود خانه آمدنمان.

هیچ نظری موجود نیست: