۱۲ اسفند ۱۳۸۹

قضاوت

تازگیها بیشتر درگیر این قضاوت کردنها و بر اساس آن حکم صادر کردنهایمان شدم. اینکه بر اساس یک سری خصوصیات و باورهای آدمها در باره آنها قضاوت میکنیم و بر پایه همان قضاوت هم حکم صادر میکنیم که خودمان و گاهی دیگران چطور با آنها رفتار کنند برایم واقعاً جای سوال است.
اینکه اگر کسی سبز است حتماً منافق است، سرسپرده آمریکاست و... شاید برای منِ سبز خنده دار باشد و اینقدر دور از من وعقایدم که حتی ندانم چطور باید ثابت کنم اینکه شما فکر میکنید نیستم یا اصلاً چرا باید ثابت کنم!
ولی هرچه فکر میکنم میبینم خصوصیت اخلاقیی را در ما پرورش دادند و از همان هم استفاده شده برای دشمن کردن ما با هم. حالا بحث من این نیست که واقعاً سبز کیست و چه باورهایی دارد و چه میخواهد و... بحث سر همین تفکیک کردن بر پایه کدهای مشخص و بعد رفتارهای بعدی آن هست. اصلاً نه فقط سبز که بسیجی و سپاهی ومذهبی و...
یکبار خیلی جزیی درباره پوشش نوشتم. واقعاً برایم جالب است که آدمها را، زنها را، بر اساس حجابشان قضاوت کنیم! کل وجود یک زن تنها با حجابِ داشته یا نداشته قضاوت بشود؟ به نظرم باز اینکه کسی فکر کند چون تو به حجاب اعتقاد نداری پس حتماً با مردی دوست هستی و اگر بگویی نه، دروغ گفتی! اینقدر خنده دار و غیر قابل باور است که نمیدانم چطور باید ثابت کنم اینکه شما فکر میکنید نیستم یا اصلاً چرا باید ثابت کنم!
چرای بزرگی است این قضاوتها و صد البته ناراحت کننده!

هیچ نظری موجود نیست: