آقای پدر موفق شد! آمدم خانه و دیدم هال خالی از وسایلم شده. اول شاکی شدم وقتی رنگ اتاق را دیدم. هنوز کار داشت. هرچند کار دیروز و کم خوابی شب و زود بیدار شدن صبح و سر کار رفتن تا بعد از ظهر و البته پریود تقریباً رمقی برام نگذاشته بود و خب توانایی چندانی برای کار کردن نداشتم. برای همین فکر کردم و دیدم بدم نیست. اولاً حالا حتماً باید رنگ دوباره بخورد و من میتوانم سر فرصت هر رنگی دوست دارم به دیوار بزنم و از طرفی واقعاً کشش بیشتر از این را نداشتم. البته مجبور شدیم تغییراتی توی دکور اتاق بدهیم. دکور قبلی برای رنگ آمیزی مناسب نبود و جابجایی لازم داشت. برای همین دوبار مجبور شدیم تخت و میز و باقی وسایل را جابجا کنیم. الان تقریباً کمر ندارم :|
توضیح: پنجره هم رنگ نشده!
توضیح: پنجره هم رنگ نشده!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر