۱۵ اسفند ۱۳۸۹

بالاخره جواب نامه دختر عمو رو دادم! اول حال بچه ها و شوهرشم پرسیده بودم ولی بعد پاک کردم! نامه نوشته، یک کلام حال آقای پدر و مادرخانومی رو نپرسیده! یک کلام نگفته سلام برسون! تا حالا یه بارم حالمو نپرسیده بود، حتی دریغ از یه کامنت توی فیس بوک! حتی وقتی عکس فسقلیاشو میدیم و کامنت میذاشتم، بعدِ چند تا کامنت رسیده مینوشت "ممنون از لطفتون دوستای خوبم!" حالا هم که برداشته یه نامه اعتراضی نوشته یک کلام احوال پرسی نکرده! وای که چقدر سخت بود توی نامه ننوشتم "اگه جویای احوال مامان و بابا هم هستی، خوبن خدا رو شکر!"
توضیح: حوصله ندارم کل ماجرای گلایه و تاریخچه گلایه و... رو تعریف کنم :|

هیچ نظری موجود نیست: