۲۰ تیر ۱۳۸۹

ترس

حال کردم! زن یعنی این! کارو یه سره کرد! خوشم اومد!
دیشب یه فیلم دیدم تا ده دقیقه به یک. یه زن و شوهر بودن که تو راه جاده رو عوضی میرن! عین روانیِ هیچکاک، سر از یه متل قدیمی و متروک در میارن و تصمیم میگیرن شب اونجا بمونن. بعد از یه مدتی میفهمن که صاحب متل دو نفرو اجیر کرده که ماسک زده، یهو میان تو این اتاق و مسافرایی که ساکن اتاق میشن رو بعد از شکنجه میکشن! تمام مدتم ازشون فیلم میگیرن و بعد این فیلما رو میفروشن! چند تا از فیلمای قدیمی رو هم تو اتاق میذارن که مسافرا قشنگ زهره ترک شن! خلاصه بعد از اینکه تمام شب مردِ ماجرا به زن قول میداد از اینجا فرار میکنیم و نجاتت میدم و هی از اینور بردش اونور و هی اوردش اینور و از تونل ردش کرد و مجبورش کرد از بین موشا رد شه و تازه جیغم نکشه! و بعد از یه تماس نصفه نیمه با پلیس و اومدن یه پلیس پیر و تپل مپل و مرحوم شدنش، تنها کار مفیدی که انجام داد این بود که قبل از چاقو خوردنش زنو یه جا قایم کرد! زنِ ماجرا هم که قول داده بود جیغ نکشه، بعد از اینکه یه نموره اشک ریخت، رفت یه گوشه تخت خوابید تا خودِ صبح! بعد پا شد و خواست بیاد بالا سرِ شوهرش که یکی از اون مردا رو دید و مجبور شد فرار کنه. ولی نه به سَبک جناب شوهر! در عرض ۵ دقیقه هر سه تا مرد خبیث ماجرا رو کشت! ها بعله! اصلنم شوخی نداشت!
حالا از این طرفم من که وقتی میترسم میخندم! تمام مدت نیشم تا پس سرم باز بود، اینجوری
همین شکلی به مامان گفتم "فیلمش ترسناکه!" و دهنم داشت جر میخورد وقتی دوباره خواستم تاکید کنم که "خیلی ترسناکه!" بعد وسط فیلمم هی رفتم آب خوردم و رفتم دستشویی و دیدم بعله، وارد مرحله هفتگی! شدم و اول رفتم مهمات اوردم و برگشتم توالت و یادم افتاد باید لباس عوض کنم و دوباره رفتم لباس اوردم و رفتم دستشویی و بعد رفتم تو حموم لباسو شستم و باز اومدم قرص خوردم! همه اینا رو چجوری انجام دادم؟ نیشم باز بود از ترس! چون میخواستم صحنه های فیلمو از دست ندم داشتم میدویدم! چون نمیخواستم سر و صدا کنم رو پنجه پا میدویدم! فکر کنم از سر هیجان و عجله بود که تمام مدت دویدنم دستامو تو هوا میچرخوندم! یعنی تصور کن یکی با نیش باز، در حالیکه شلنگ تخته میندازه، رو پنجه پا بدوه و از هال بپره تو آشپزخونه و بعد دستشویی، اتاق، دستشویی، اتاق، دستشویی، حموم، هال، آشپرخونه، هال!
توضیح: از فیلم ترسناکی خوشم میاد که یکی دنبالت کنه، یا اصلن حس میکنی یکی دنبالته. ترسشو حس کردی؟ من داشتم! شب، موقع خواب حس کردم کسی پشت سرم وایساده! از ترس نمیتونستم برگردم! انگار دوخته بودنم به زمین! هیچ کس نبودا، ولی من نفسشو حس میکردم، سفیدیِ چشماشو تو تاریکی میدیدم! وایساده بود و بی هیچ حرف و حرکتی زل زده بود به من! ترس یعنی این! نه اینکه فکر میکنن هرچی خون بیشتری تو فیلم باشه ترسناکتره! از این جهت اول فیلم خیلی خیلی بهتر بود!

هیچ نظری موجود نیست: