حالا که گفتم شاید اینجا را ببندم دلم هوایش را کرده، هی دلم میخواهد چیز بنویسم تویش!
دیشب یک خواب بد دیدم! چرت بود در حد بنز، ولی بد بود. آخرش این بود که فکر میکردم دارم میروم عروسی ولی سر از ختم در آوردم! آنهم چطور؟ دختر متوفی جلوی در بود، مشکی پوش، از دیار غربت برگشته برای ختم! فکر کنم توی خواب چنان شوکه شدم که همان کنار پیاده رو پهن زمین شدم و محکم کوبیدم توی سرم! حالا کدام اول را یادم نیست ولی هم پهن شدم هم توی سرم کوبیدم!
میگویم چرت بود برای این است که خیر سرمان داشتیم میرفتیم عروسی یک نفر دیگر! سر کوچه بابای عروس ایستاده بود و برایمان خط و نشان میکشید! نشنوم زدید و رقصیدید!
ما به ازای خارجی داشت خواب. دختری که میگویم واقعاً عروسیش معطل مانده چون خانواده خودش مذهبی هستند و خانواده داماد نه. خانواده داماد مراسم مختلط میخواهد و خب این برای خانواده عروس شبیه فحش ناموسی میماند!
دیشب یک خواب بد دیدم! چرت بود در حد بنز، ولی بد بود. آخرش این بود که فکر میکردم دارم میروم عروسی ولی سر از ختم در آوردم! آنهم چطور؟ دختر متوفی جلوی در بود، مشکی پوش، از دیار غربت برگشته برای ختم! فکر کنم توی خواب چنان شوکه شدم که همان کنار پیاده رو پهن زمین شدم و محکم کوبیدم توی سرم! حالا کدام اول را یادم نیست ولی هم پهن شدم هم توی سرم کوبیدم!
میگویم چرت بود برای این است که خیر سرمان داشتیم میرفتیم عروسی یک نفر دیگر! سر کوچه بابای عروس ایستاده بود و برایمان خط و نشان میکشید! نشنوم زدید و رقصیدید!
ما به ازای خارجی داشت خواب. دختری که میگویم واقعاً عروسیش معطل مانده چون خانواده خودش مذهبی هستند و خانواده داماد نه. خانواده داماد مراسم مختلط میخواهد و خب این برای خانواده عروس شبیه فحش ناموسی میماند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر