- دیشب، موقع برگشتن، تو تاکسی دختری کنارم نشسته بود که مدام بهش زنگ میزدند که کجایی؟ او هم مدام جواب میداد "عزیزم تا 5 دقیقه دیگر خانه ام!" یاد خودم افتادم که سالی به 12 ماه یک تلفن دارم، دوسالی به 24 ماه متوجه تلفن میشوم و گوشی را بر میدارم (باقیه موارد صدای زنگ را نمی شنوم!) آن موقع هم یا همکاری است که کاری دارد یا مامان و خانم خواهر هستند که میگویند "تو راهت ماست بخر، نان بگیر" برای همین دیشب دچار یاس فلسفی شدم!
- پریشب مهمان دو دختر دایی بودیم. یکی در آستانه جدایی و دیگری شاکی از یک خصوصیت شوهر، البته شاکی هااااااااا! نشسته بودند داشتند درباره راههای تغییر شرایط دختر داییِ شاکی صحبت می کردند که مامان گفتند "من چند جایی خواندم که زن اگر لاغر باشد مرد ازش حرف شنوی دارد!"و سریع مثالهایی جور شد از حساسیت شوهرها به چاق بودن خانمها!
حالا بماند که تو همان جمع 5 نفره ما منِ شوهر نکرده لاغر بودم و دختر داییِ در آستانه جدایی! پس در جامعه آماری ما 5 نفر باز شرایط آدمهای چاق بهتر بود. گفتم "خب پس چرا کسی سراغ ما نیانده، که اینهمه باریک هستیم؟!" مامان سریع گفت "چون مردها میدانند رو حرفت نمیتوانند حرف بزنند، کلاً خودشان را تو دردسر نمی اندازند!" و از آن سریعتر، خانم خواهر نتیجه گرفت "آدم باید قبل از ازدواج چاق باشد و بعدش زود خودش را لاغر کند!"
کسی مشکلی، چیزی دارد و راه حلی برایش پیدا نمیکند، همه چیز را به ما بسپارد. به سوت دوم نرسیده راه حل برایش پیدا می کنیم.
- پریشب مهمان دو دختر دایی بودیم. یکی در آستانه جدایی و دیگری شاکی از یک خصوصیت شوهر، البته شاکی هااااااااا! نشسته بودند داشتند درباره راههای تغییر شرایط دختر داییِ شاکی صحبت می کردند که مامان گفتند "من چند جایی خواندم که زن اگر لاغر باشد مرد ازش حرف شنوی دارد!"و سریع مثالهایی جور شد از حساسیت شوهرها به چاق بودن خانمها!
حالا بماند که تو همان جمع 5 نفره ما منِ شوهر نکرده لاغر بودم و دختر داییِ در آستانه جدایی! پس در جامعه آماری ما 5 نفر باز شرایط آدمهای چاق بهتر بود. گفتم "خب پس چرا کسی سراغ ما نیانده، که اینهمه باریک هستیم؟!" مامان سریع گفت "چون مردها میدانند رو حرفت نمیتوانند حرف بزنند، کلاً خودشان را تو دردسر نمی اندازند!" و از آن سریعتر، خانم خواهر نتیجه گرفت "آدم باید قبل از ازدواج چاق باشد و بعدش زود خودش را لاغر کند!"
کسی مشکلی، چیزی دارد و راه حلی برایش پیدا نمیکند، همه چیز را به ما بسپارد. به سوت دوم نرسیده راه حل برایش پیدا می کنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر