۶ مهر ۱۳۸۹

همین جوری

امروز خیلی خیلی خیلی ناگهانی هوا پاییزی شد!

دارم کتاب میخوانم باز، وقت ندارم مطلب بنویسم. دروغ چرا حوصله تایپ کردنم ندارم!

وبلاگی رو میخوانم، از سفرش نوشته و عکس هم گذاشته. عکس خودش و بچه ها و همسرش، یعنی می گوید عکس همسرم و بچه ها، بعد که عکس باز میشود دو تا بچه کامل می بینی با یک شوهر بی سر! من نمی دانم اگر نمی خواهی عکس شوهرت را نشان بدهی چرا عکسش را میگذاری که بعد کله اش را عین تخم مرغ در بیاری؟!

چند دقیقه از نوشته پاییزی نگذشته بود که تگرگی باریدن گرفت! خانم خواهر با از خود گذشتگی گلدان شمعدانی را نجات داد!

گلدان تگرگ زده و خانم خواهر مصدوم

لازم است بگویم عکس مصدوم حق مطلب را ادا نکرده، بخاطر فلش دوربین!

توضیح: تازه یاد گرفته بودم عکس آپلود کنم ها! حالا دوباره با این حالت مثلاً پیشرفته باز نمی توانم!!!
حالا این شیوه لینک کردن باشد تا بفهمم مشکل کجاست!

هیچ نظری موجود نیست: