۲۰ شهریور ۱۳۸۹

مریض!

قبل از فیس بوک با تَگد آشنا شدم. اونجا دوستای خوبی پیدا کردم و صفحه ای رو هم که درست کردم دوست دارم. به این دو دلیل نتونستم ازش دل بکنم! چرا به دل کندن فکر میکنم؟ در مجموع از فضایی که توش حاکمه خوشم نمیاد! یه نمونه خیلی خیلی بارز هم داره. کسی که به نظرم بیماره! کسی که ادعا میکنه 42 ساله و پزشکه. هر از چند گاهی کامنت میذاره و درخواست آشنا شدن داره. نمیدونم دخترها رو چی فرض کرده! ولی مطمئینم که ذهنش به قدری بیماره که حتی قدرت فکر کردن هم نداره! هر از چند گاهی واقعاً دلم میخواد هرچی از دهنم در میاد بارش کنم ولی تا حالا یک کلامم نگفتم، یعنی فکر میکنم آدم مریض که نمیفهمه! کامنتا عیناً برای همه کپی پیست میشه. از سبک نوشتنش معلومه، از تکراری بودنشون معلومه. نمونه متن آخری که به ذهنش رسیده:

salam. mitoonam reshtye tahsiliu o shoghlitoono beporsam ? mohabbat mikonin befarmaein az kojaaye tehranin o ba ki zendegi mikonid ? aaya momkeneh ghado vaznetoonam befarmaaeid o inke ayya ghablan ham ezdevaji daashtin ya dooshizeh mondin ? va momkeneh axeh monasebi az shoma bebinam ? ba epas o tajdideh ehtream

خدایی آدم عاقل فکر میکنه اینجوری، با این حرفا دختری جذبش میشه؟ نه، خدایی!
تو تابلو تب کردی برای رابطه، فکر میکنی کسی هم هست که این مطلب رو ببینه و ذوق مرگ بشه و به سوالات جواب بده؟ تا حالا به ذهنت نرسیده شیوه درخواست کردنتو عوض کنی؟ معلومه کسی جوابتو نداده وگرنه ول میکردی وگرنه حداقل یه دوست پیدا میکردی، یه دونه! مطمئینم حداقل یکی پیدا شده لیچار بارت کنه که بگه بسه دیگه انقدر کامنت مزخرف ننویس (آخه انقدر حالت خرابه که نمیفهمی هی اَد میکنی و هی ریجکت میشی یعنی چی. نمیفهمی نباید یه کامنتو 60 بار برای یکی فرستاد، ممکنه اینجوری بفهمه فقط نشستی داری برای هرکی دستت رسید کامنت میفرستی بلکم فرجی شه و یکی جواب بده!) مطمئینم همه مثل من راه برخورد با آدم مریضی مثل تو رو سکوت نمیدونن.
بفهم! یک کمی عقلتو بکار بنداز...

هیچ نظری موجود نیست: