۱۲ آذر ۱۳۸۹

ارث زن

مامان از دایی خواسته بود که حداقل نیمی از خانه را به نام خانمش بکند و گویا دایی سرسری رد کرده، به خاطر خرجش! حالا یک سال ونیم از رفتن دایی میگذرد. یکی از دخترها و یکی از پسرها معامله ای کردند. دختر دایی به پسر دایی قرضی داده و به جایش سهم پسر دایی را گرفته، رفتند به نام زدند! شاید هیچ کدام از بچه ها هوس نکند تا زمانی که مادرشان زنده است خانه را بفروشند ولی همین اعمال نظرها درباره چیزی که فعلاً قانوناً مال آنهاست چقدر تاثیر روی مادر میگذارد؟ الان شاید دختر دایی دوست داشته باشد، خانه را بکوبند و آپارتمان بسازند! پسر دایی مقروض است و شاید فکر کند مادر می تواند توی خانه کوچکتر زندگی کند! فکر است، می آید و گاهی ممکن است با صدای بلند عنوان شود. توی مزخرف بودن قانون که هیچ شکی نیست با ارثیه ای که برای زن قرار داده است، ولی بهتر نیست تا اصلاح این قانون خودمان به فکر باشیم؟ مردها در به نام زدن نیمی از خانه کوتاهی نکنند و یا بچه ها اولین کاری که بعد از مرگ پدر میکنند این باشد که خانه را به نام مادر کنند. به هر حال به قول مامان، حتی نگویند "داریم می رویم خونه را به نام مامان کنیم" بگویند "داریم میرویم قرض بابا رو به مامان بدیم!"
این مالک "هیچ" بودن برای خانمهای خانه دار از همه بدتر است. خودمان باید به فکر باشیم.

هیچ نظری موجود نیست: