عادت دارم وقتی قرار است سوار ماشینهای شخصی بشوم، آن هم توی مسیرهای خلوت، حتماً نظری به راننده و مسافرهای توی ماشین بیاندازم! اگر ماشینِ مربوطه پراید باشه که عموماً به سایز مسافرهای عقب هم توجه می کنم! امشب، توی پونک، ماشین که نگه داشت، به راننده، مسافرِ کنار راننده و مسافرِ عقب نگاه کردم و بعد سوار شدم! اول دیدم مسافرِ جلو نشسته، به راننده با خنده چیزی می گوید، کلمات یادم نیست ولی فهمیدم درباره من حرف می زند، راننده اول لبخند زد. بعد مرد خندید و به راننده نگاه کرد، راننده سکوت کرد. دوباره رو کرد به راننده و گفت "اول نگاه می کند به راننده و بعد سوار میشود" و نیشش باز شد، اینبار راننده گفت "بله خب، حق دارد!" نمی دانم چرا برای مسافر اینقدر عجیب بود که کسی دقت کند و مراقب باشد!
خاطره مشابه: یادم هست یکبار با خانم خواهر داشتیم بر می گشتیم خانه. منتظر ماشین مناسب بودم ودرنتیجه چند ماشین را بی خیال شدم! به خانم خواهر گفتم "دارم گزینش می کنم!" خلاصه که نتیجه گزینش، ماشین پسر جوانی شد :) سوار شدیم. نشستن همان و روشن شدن ضبط همان، یک ترانه زاقارت. البته زاقارت مال یک ثانیه اش بود. خانم خواهر گفت "اینجوری گزینش میکنی؟" جوابی نداشتم بدهم تا... موقع پیاده شدن، پسر گفت "مسیرم بود." یعنی پول ندادیم! خوشحال و با افتخار به خانم خواهر نگاه کردم، گزینش یعنی این :)))))
خاطره مشابه: یادم هست یکبار با خانم خواهر داشتیم بر می گشتیم خانه. منتظر ماشین مناسب بودم ودرنتیجه چند ماشین را بی خیال شدم! به خانم خواهر گفتم "دارم گزینش می کنم!" خلاصه که نتیجه گزینش، ماشین پسر جوانی شد :) سوار شدیم. نشستن همان و روشن شدن ضبط همان، یک ترانه زاقارت. البته زاقارت مال یک ثانیه اش بود. خانم خواهر گفت "اینجوری گزینش میکنی؟" جوابی نداشتم بدهم تا... موقع پیاده شدن، پسر گفت "مسیرم بود." یعنی پول ندادیم! خوشحال و با افتخار به خانم خواهر نگاه کردم، گزینش یعنی این :)))))