دو بار صدایشان را شنیدم،مادر و پسر هستند. پسر میاید روی بالکن که سیگار بکشد. مادر متوجه میشود و یا آرزوی مرگ برای پسر میکند یا خودش! البته شک دارم برای یک نخ سیگار چنین قشرقی بپا بشود!
با اینکه داد نمی زنند ولی چنان صدای مادر واضح است که فکر میکنم کله کشیده پشت پنجره اتاق من و دارد با من حرف میزند! بار اول میگفت "حاضرم الان جنازه ات را ببینم ولی اونو تو دستت نبینم!" پسر صدا نداشت تا اینکه بعد از چند بار تشر مادر که "بندازش، بندازش تا برم!" یک "باشه بابا، خب!" شنیدم. (این وسط چرا میکشی و اینها هم بود که گفتم قضیه سیگار بوده حتماً). بار دوم هم میگفت "بندازش وگرنه خودمو میندازم پایین!"
نکته: میگویم سیگار چون فکر نکنم برای مواد بگویند "بندازش"، احتمالاً میگویند "بریزش دور اون آشغالو!"
با اینکه داد نمی زنند ولی چنان صدای مادر واضح است که فکر میکنم کله کشیده پشت پنجره اتاق من و دارد با من حرف میزند! بار اول میگفت "حاضرم الان جنازه ات را ببینم ولی اونو تو دستت نبینم!" پسر صدا نداشت تا اینکه بعد از چند بار تشر مادر که "بندازش، بندازش تا برم!" یک "باشه بابا، خب!" شنیدم. (این وسط چرا میکشی و اینها هم بود که گفتم قضیه سیگار بوده حتماً). بار دوم هم میگفت "بندازش وگرنه خودمو میندازم پایین!"
نکته: میگویم سیگار چون فکر نکنم برای مواد بگویند "بندازش"، احتمالاً میگویند "بریزش دور اون آشغالو!"
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر