بچه که بودیم، مامان که ما رو میبرد حموم، یه بخش دردناک داشت اون حموم، بخش کیسه کشی! مامان یجوری میسابید که میگفتی دیگه ایندفه پوستم کنده شد! سرخ شده و سوزناک از حموم میومدیم بیرون، عین لبو. احتمالن برای این بود که حموم رفتن الکی نبود، هر وقت که عشقت میکشید که نمیتونستی بری حموم. نفت میخواست روشن کردن آبگرمن و گاهی هم که نبود، حموم نمره. میرفتیم، میشستیم منتظر نوبت. خب وقتی وصال میداد دیگه "گربه شوری" معنا نداشت. یجوری میشست و میسابید مامان که کلن ریشه چربی رو خشک میکرد!
گذشت اون دوران و حالا اراده میکنی، حموم آماده است. هر وقت خواستی میری، چند بار میری. پس نرم میشوری خودتو، لیف، صابون، شامپو بدن و... یه مدت حالی میکردم با این مدل حموم کردنِ نرم و لطیف. ولی حالا...
حالا فکر میکنم چه حالی میده کیسه کشیدن و نفس کشیدن پوستم! بری بشینی تو حموم، آب رو باز کنی، باید برای کیسه کشیدن گرم باشه آب. آب رو نم نمک بریزی رو تنت و یواش یواش کیسه بکشی. چرک که خوب زد بیرون باز آب بریزی تا بشوره و ببره همشو و بعد لذت ببری از سبکی و نفس کشیدن پوستت.
گذشت اون دوران و حالا اراده میکنی، حموم آماده است. هر وقت خواستی میری، چند بار میری. پس نرم میشوری خودتو، لیف، صابون، شامپو بدن و... یه مدت حالی میکردم با این مدل حموم کردنِ نرم و لطیف. ولی حالا...
حالا فکر میکنم چه حالی میده کیسه کشیدن و نفس کشیدن پوستم! بری بشینی تو حموم، آب رو باز کنی، باید برای کیسه کشیدن گرم باشه آب. آب رو نم نمک بریزی رو تنت و یواش یواش کیسه بکشی. چرک که خوب زد بیرون باز آب بریزی تا بشوره و ببره همشو و بعد لذت ببری از سبکی و نفس کشیدن پوستت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر