بابک بردبار، یکی از اعتصاب غذاییا آزاد شد :) هرچند خیلی ذوق کردم که این خبر رو بعد روزه امروز شنیدم ولی خدایی زیاد جرات ابراز احساسات ندارم، چون اینا کلن خوش ندارن ما ذوق کنیم!
تشنه بودم، خیلی. تو تاکسی بودم که اذان گفتن و من لبمو تو دهنم برده بودم، بلکه نم بگیره! تو مسیر تقریبن میدویدم که به آب برسم! تمام مدتم میگفتم خاک تو سرت، اونا چند روزه اعتصاب کردن و اگه میخواستن عین تو به امید ساعت آب خوردن باشن که تا حالا اعتصابشون طول نمیکشید! ولی باز تشنه بودم، خیلی...ده روز؟ نه 22 ساعت! واااااااااااااااااااااااای، هیچ جوری با روزه قابل مقایسه نیست! چی میخوان مگه؟ چی میخوان که حتا به بهای جونشون و سلامتیشون هم ازشون دریغ میکنین؟
البته چیز زیادی خواستن خب! احترام! شخصیت! برای ما که بیرونیم هست؟ کجاست؟ زیادی خواستن، آره!
پیوست: و البته که فرشته حلیمی، همسر محمد مصطفایی هم آزاد شد :))))))))))))))))))))
تشنه بودم، خیلی. تو تاکسی بودم که اذان گفتن و من لبمو تو دهنم برده بودم، بلکه نم بگیره! تو مسیر تقریبن میدویدم که به آب برسم! تمام مدتم میگفتم خاک تو سرت، اونا چند روزه اعتصاب کردن و اگه میخواستن عین تو به امید ساعت آب خوردن باشن که تا حالا اعتصابشون طول نمیکشید! ولی باز تشنه بودم، خیلی...ده روز؟ نه 22 ساعت! واااااااااااااااااااااااای، هیچ جوری با روزه قابل مقایسه نیست! چی میخوان مگه؟ چی میخوان که حتا به بهای جونشون و سلامتیشون هم ازشون دریغ میکنین؟
البته چیز زیادی خواستن خب! احترام! شخصیت! برای ما که بیرونیم هست؟ کجاست؟ زیادی خواستن، آره!
پیوست: و البته که فرشته حلیمی، همسر محمد مصطفایی هم آزاد شد :))))))))))))))))))))
۱ نظر:
عزیزم درست نبود عین خر مگس معرکه اومدی وسط دو تا کبوتر عاشق
گوسپند
ارسال یک نظر